تبلیغات
Loading...درحال بار گذاری ...
پایگاه جبهه جهادگران مجازی - مطالب گزارش فعالیت های جهادگران

پایگاه جبهه جهادگران مجازی

آینده از آن امت اسلامیست

قارتال آنلاین - مرجع تخصصی قالب و تم

قارتال آنلاین - ارائه دهنده بهترین ابزارهای وب و بدون تبلیغات

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 17 مرداد 90

کاری از گروه رسانه جبهه جهادگران مجازی

capture.jpg

 

نشریه اینترنتی "زن غربی را آزاد کنید"

با فرمت PDF

حجم: 1.8 مگا بایت

http://www.pic.iran-forum.ir/images/xki1fwbblzx4fd10id3.pdf  

اگر لینک بالا مشکل داشت، از این جا دانلود کنید:

http://www.islamupload.ir/user_uploads/iummorgan1cc1f/xki1fwbblzx4fd10id3.pdf

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 31 تیر 90

 

گزیده مطالب تولیدی موج وبلاگی "زن غربی را آزاد کنید"

اعضای جبهه جهادگران مجازی

نشریه اول

نشریه دوم

نشریه سوم

 

zangharbiax.jpg

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 1 تیر 90

خیلی وقت بود با هم تو یاهو حرف میزدن.
اما همه چیز از این شکلک شروع شد
دختر وقتی این شکلک را از طرف پسر دید بدون توجه به چیزی انگار گمشده اش را پیدا کرده بود.
مکثی کرد و بعد از چند لحظه در جواب ، او هم همان شکلک را برای پسر فرستاد.
حالا از ارتباط سارا و سامان 3ماه میگذره.
سارا دیگه طاقتش تموم شده و از دیدن ظاهر پسر فقط در عکس هایی که برایش ارسال میشد خسته شده.
دلش رو به دریا زد و برای بار 1000 از پسر خواست که با هم ملاقات داشته باشن.
پسر که سارا چندمین طعمه اش بود و دلش را زده بود درخواست ملاقات را پذیرفت.
محل ملاقات.....
سارا با کمال ناباوری پسری را  جلوی چشمانش دید که باعکس ها و تمام تخیلاتش متفاوت بود.
حالا سارا نمیدونه چه جوری این دلبستگی و این به ظاهر عشق رو که با تکیه به فکر و خیال به سراغش اومده بود فراموش کنه؟!
همه چیز دروغ بود حتی عکسهایی که او از خودش برای سارا ارسال کرده بود.
حالا از اون عشق فقط یک دل شکسته و کوله باری از احساس گناه پشیمونی برای سارا باقی مونده.
.............

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 1 تیر 90

ساعت 10 شب بود، اما جرات نداشت مانند هر شب آنلاین شود.

داشت به حرفهای دیشبش با نگار فکر می کرد.

پشیمان بود که با او تندی کرده بود،  صدای طپش قلبش را می شنید.

نگار را دوست داشت، اما نمی توانست صمیمیت او را با بقیه تحمل کند. نگار اما اعتقاد داشت که باید او را همانطور که هست بخواهد.

پسر چشمانش را بست و خواست بخوابد، خیلی تلاش کرد، اما نتوانست... آرزو می کرد زمان به دو سال قبل برگردد که آن همه شاد و سرزنده بود و خوش بین به زندگی.

برخواست نشست، نیمه شب شده بود، لپتاپش را باز کرد و آنلاین شد.

چراغ آیدی نگار مثل همیشه روشن بود.

پسر به او پی ام داد ...

 

نوشته: منصوره ازغدی

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 1 تیر 90

*پسر هنوز از  مدرسه نیومده/تـــــــــخ(بر خورد شصت پا با دکمه power)

پسر:اه که هی بیا بالا دیگه نت کوفتی
مامان پسر:پسرم بیا شام یخ میکنه عزیزم
پسر:من کلی پروژه دارم تا صبح باید تمومش کنم فعلا نمیخوردم/65.gif
*یهو سر از یاهو در میاره23.gif

Username: ehsan_zerang
Password:         9584525 

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 1 تیر 90

پسر: نه نه ... اشتباه نکن عزیزم .. دوستیه ما فراتر از یه دوستیه سادست . من با تو دوست میشم که در آینده باهات ازدواج کنم .. من به هیچکس غیر تو نمیتونم فکر کنم

دختر: ( تو دلش میگه ) اخ جون از ترشیدگی نجات یافتم

 

روز ولنتاین

دختر: عزیزم من اینهارو برای تو گرفتم .شرمندتم همین قدر میتونستم دیگه .. ولنتاین مبارک

پسر: ای بابا این کارا لازم نبود .. با یه شاخه گل هم (این گل دست پسر بود )

 

چندماه بعد

پسر: برو بابا من تورو فقط واسه دوستی میخوام . کی حرف ازدواج زد

دختر: من به همه دوستام گفتم که قراره شوهرم بشی .. من بی تو میمیرم

و افسردگی برای دختر باقی میماند ...


نوشته: مریم آسمانی

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 1 تیر 90

دختر ، پسر ، اینترنت

همه چی از لایک کردن نوتهای سوزی شروع شد...

هر روز سوزی با اشتیاق نوت میذاشت و هوشی به هر بهانه ای لایک میکرد.

بعضی وقتها زیر متن سوزی یه چیزهایی هم مینوشت که برای سوزی پر از نشونه بود!

سوزی بیچاره لایک را با لاو اشتباه گرفته بود

 هر وقت لایکهای هوشی رو میدید،صورتش پر از شبنم شور  و  چشمهای سادش غرق بارش اشکهای قلبی شکل، میشد

 و طپش قلب بیچارش رو میشنید که به درودیوار قفسه ی سینش میکوبید تا از زندون استخونیش  آزاد شه

غافل از اینکه هوشی همون هوشنگ برادرش بود که از طبقه ی بالای خونه سربه سرش میذاشت!

نوشته: سایه

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 1 تیر 90

اتاق گفت و گوی نت
...
مرجان: افشین خان! تو متفاوت ترین پسری هستی که تا حالا باهاش حرف زدم!
مرجان: کِی هم دیگر رو ببینیم؟
افشین:...

... محل قرار

مرجان: افشین خان! تو  واقعا متفاوت ترین پسری هستی که تا حالا دیدم!
مرجان: آخه توی عمرم پسری با مانتو و روسری و کیف زنانه ندیده بودم!
افشین:...

نوشته: غفار

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 18 خرداد 90

تسنیم

زن غربی زنی نیست که لزوما در غرب زندگی میکنه. زن غربی به زنی میگیم که بر مبنای تفکرهای غرب زندگی میکنه. پس نمیشه گفت قید مکان مطرح هست. آسیه در کاخ فرعون و زبیده در کاخ هارو
ن می تونن تفکر الهی داشته باشن، و جعده در خانه امام حسن تفکر شیطانی!

               1241013219.jpg

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 10 خرداد 90

لینک کمکی

حجم : 420 کیلو بایت

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 8 اردیبهشت 90

توماس اسپریگن در کتاب فهم نظریه های سیاسی از قول افلاطون می نویسد :

 اکثر مردم مثل کسانی هستند که تمام عمر خود را در غاری به سر برده اند .آنچه دیده اند سایه ها و اشباحی بیش نبودند که بردیوارهای غار لرزانند . آنان که هرگز روشنایی مستقیم خارج غار را تجربه نکرده اند نمی دانند که آنچه می بینند سایه هایی بیش نیست آنها بدون داشتن قابلیت درک حقایق در یک دنیای سیاسی خیالی که به وجود آورده اند زندگی می کنند اما چون خیالگرایی می تواند از کوته فکری خطرناکتر باشد آنها کورکورانه به چاله های سیاسی می افتند که احتمالا نابودی روحی و جسمی به دنبال دارد .

موج وبلاگی بحرین بحر الدم

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 8 اردیبهشت 90
نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 6 اردیبهشت 90

بحرین بحرالدم  از وبلاگ "نثار آبی آسمان"........... به موج وبلاگی "بحرین بحر الدم" بپیوندید.___________________________________________________

خواهش میکنم، خواهش میکنم

اصلا نگران نباشید.

اصلا لازم نیست، آب توی دلتان تکان بخورد

اصلا نیازی نیست از برج عاجتان پایین بیایید

همین که پای" تی وی " تان بنشینید و فقط اندازه ی فشار دادن دکمه ی کنترل رسیورتان به خودتان فشار بیاورید .... کافیست

بنشینید فارسی وان ببینید، چپ چپ به همسرتان نگاه کنید،

بعد یا یک فشار دیگر و بزنید بی بی سی

و... یا هر چیز دیگری که خوب بلد است دروغ بگوید و دروغ گویی و دروغ فهمی را کلاس بالایی معرفی کند.

و صدا و سیمای ضرغامی بشود کذاب ابن کذاب.

شبکه فرانسه بنشیند و در خفا اسلام را سر ببرد و تو بخندی و .... بعد کامران نجف زاده ها را پرت کند بیرون.

به جرم برملا کردن دروغ های باکلاسشان.

اصلا نگران نباش ...

بحرین دارد در سادگی و آسودگی شما در خون خفه می شود.

امشب بخواب و فردا که بیدار شدی،

به سادگی یک پلک بر هم زدن تو .....

                                      جای بحرین و دریای سرخ عوض شده ست.

این هم از معجزات  غرب .

                                                    بحرین بحر الدم


گامی در کمک به مردم مظلوم بحرین

 به موج وبلاگی "بحرین بحر الدم" بپیوندید

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 16 فروردین 90

سفرنامه راهیان نور زهرا عباسی

جا گذاشته ام ، تسبیحـــــم را در شلمچه ، دلـــــــــم را در شرهانی . . .

]بدون عکــــــــــــس[

عکس میخواهی ، چشمانم را بنگر ، دریچه ی دلم است با حافظه ای نامحدود ...

 

و اینک 5 نگاه دوم....

 

کل صفحات : 6 1 2 3 4 5 6

لینکدونی

بنردونی

امکانات سایت


این صفحه را در گوگل محبوب کنید