Loading...درحال بار گذاری ...
پایگاه جبهه جهادگران مجازی - راز عطر یاس پیچیده در فضای شرهانی

پایگاه جبهه جهادگران مجازی

آینده از آن امت اسلامیست

قارتال آنلاین - مرجع تخصصی قالب و تم

قارتال آنلاین - ارائه دهنده بهترین ابزارهای وب و بدون تبلیغات

نویسنده: مرگان ازغدی
تاریخ: 27 اردیبهشت 90

محمد نادری

آنزمان که اوراق جریده هستی را به جوهر عرشی عشق می نگاشتند ، سرنوشت عشق ورزی را با رموز و اسرار مستوری گره زدند و با ادبیاتی از جنس شهود  ، عرشیان را آموختند که برای حضور در اَریکه ابدیت ، لاجرم از وقوف در گذرگاه شهودند !!

- سید مرتضی حسینی,دینا  پندار,آرمینا وفایی,فاطمه فدک,ستاره تهرانی ,دانیال شلیبی,امیر حسین ,مهدی نابخشوده,امیرحسن عکاس جنگ نرم,سید بیسیم چی ,پرچم ها در فکه به احتراز در آمدند

عالم ، صحنه ای شد برای عروج و آنانکه پرواز نیاموختند، در حضیض خاک ، خلود در بازیهای کودکانه نصیب شان شد و اینگونه شد ، تا ندانسته ، تن و جانشان را به غبار دنیا پالودند و مُستغرَق در جهلی شدند که به سان دیواری بود میان آنان و اوج لذتی که کام  آدمی را به بهای عبور از خاک ، بِدان می چشانند !!


فصل ارسال رسل،  جانی دیگر بود برای نشو و نمای این عطش ، و جان عطشان آدمی، در به در، دنبال سَبوحی که به جرعه ای از آن بیاموزد که با کدامین نشئه از مستی است که می توان ، قدم بر پلکان الوهیت گذاشت و تا خود خدایی، پرکشید و اوج گرفت؟

 این شد که هر نبی به چوب نشانی،  برکف پای فلک بسته و پَلاسیده نفس،  آیاتی از طریق عشقبازی نوشتند تا بدین طریق، پای خاکی خاکیان عرش ادعا را ، از زمین برکَنند ، به این امید که روزی سر بر آسمان سایند؛ اما نشد، تا هزار و پانصد سال پیش !!

تا پیش از آن ، هیچکس بود نبود و همگان در برزخی میان بودن و نبودن،  با سر انگشت عدم ، نقش بر صفحه نیست می زدند !

 وجودی از نور محض ، در لحظاتی از جنس لیالی قدر، و شُربی به طعم کوثر ، دیجور حیرت را به نیمه شبی نورانی بدل کرد تا از تلالو  انوار محمدیه (صل الله علیه و آله )، وجودی به نام یاس پهلو شکسته، تمثل یابد تا هم ایشان را ، شاه بیت غزل غربت و مستوری نام نهند . نفسی بفداکِ یا اُمّاه  !!

سِرّ مستوری همین است که می گویی:

 یا مُمتَحَنه امتَحَنَکِ اللهُ الذی خَلَقَکِ قَبلَ اَن یَخلُقَکِ  

   ابتلایش نیز در عرصه ای بود که پای کس بدان نمی رسید به همان وجهی که سفر به دیار شهودش نیز به دور از مردمان اَحباب و اغیار شد .

اگر پای چوبین لفظ را یارای حضور درکنگره جانِ معنا می بود ، مستوری را که به گمنامی تعبیر نمیکردند . چرا که کیست نداند، گمنامی جفایی مصطلح و دور از شأن هر شهیدی است که غربت اختیار کرده به تَبَع شهیده غریب مرتضی علی ؟!!!

شهدا متنعمین خوان خداوندی و عندربهم یرزقونند ؛ پس چگونه باور کنم که ناخواسته، تن به مستوری داده اند ؟!

فاش می گویم؛  آنانرا که امروز شهید گمنام می نامی ،هم نشینان آن پیکره حیا ،فاطمه زهرایند(سلام الله علیها) که دل به عشق او داده و تلمیذ مکتب اویند و الا چگونه این دو معنا را به هم پیوند میدهی که وجود متنعم به نعمت شهادت ناخواسته، به پیشوند گمنامی که او را می دهی دل خوش کند ؟!

نه ، آن معنا را باور نکن ، من نیز به این باورم ؛ شهدایی گلچین شده ، ردای همنشینی با غریب مدینه را به قامت استوارشان انداخته اند که جگرگوشه هستی بوده اند و دلهاشان در هر طپش، به نوای یازهرا(سلام الله علیها)  دم می گرفته و یاد چادر خاکی بانوی نیل گونه کوچه های خاکی مدینه، شور شریان هاشان بوده؛ نشان به آن نشانه که درشب های عملیات ، سربند یافاطمه الزهرا (سلام الله علیها) نصیب کسانی بود که از قنوت تحجد شبانه شان، شکوفه شهادت جوانه می زد و سجاده شان بوی سجود باد و سبحه نسیم می داد !!

شاید اکنون راز عطریاس پیچیده در فضای  پادگان شرهانی را فهمیده باشی و بدانی که نقطه تلاقی غروب غریب شرهانی وعَلَم های سبز و سرخ یا فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)   که به سمت مدینه به اهتزاز در آمده اند  کجاست ؟!

- سید مرتضی حسینی,دینا  پندار,آرمینا وفایی,فاطمه فدک,ستاره تهرانی ,دانیال شلیبی,امیر حسین ,مهدی نابخشوده,امیرحسن عکاس جنگ نرم,سید بیسیم چی ,پرچم ها در فکه به احتراز در آمدند

غربت ...

مستوری...

شهادت در اوج معرفت ...

و فنا در وجود ولایت ...

چه گویم ؟!

مگر می شود کسی سنگ نشانی مزین به نام را، که هر شهیدی برای رهایی از آن قدم به عرصه شهود نهاده  به بهای محرومیت از حلقه های تفسیر صحیفه فاطمیه معامله کند ؟ نه نمی شود !!

 این ادعا خطایی است نا بخشودنی،  خاطی اش هر که میخواهد باشد و بدتر اینکه شان خطا و خاطی و حد ، لاجرم باید تناسب داشته باشد !!

شهادت و ماندن و بودن هیچ تناسبی با گمنامی ندارد،  پس باید اعتذار کرد ، از جفایی که در حق طلایه داران شهود،  به بهانه تقدیر و تعظیم نموده ایم .

حال از تو می پرسم :

شایسته آنست من و تو را گمنام نام دهند ، یا همنشینان فاطمه(سلام الله علیها)  را ؟!

و سرّ آخر اینکه ، مادر غریب شهدا ، شام غریبان هر شهید تفحص شده ای را،  خود، نوحه می خواند!

این حقیقت را از زبان خادمین تفحص بشنو اما به هوش باش از سِرّ آن ، هیچ مپرسی که در جواب خواهی شنید  :

 اگر نامحرم نباشی نوای نوحه مادر را خود خواهی شنید همانطوریکه در و دیوار و خاکریز ها و خاک و سنگ پادگان شرهانی ، سینه زن نوحه شام غریبان های فاطمه اند(سلام الله علیها)   و اگر گوش شنوا نداری لابد نامحرمی ،که گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش .

لینکدونی

بنردونی

امکانات سایت


این صفحه را در گوگل محبوب کنید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic